مثنوی نو

شعر نو ولی گاه در قالب مثنوی و رباعی

آینده

آینده را ندانم چیست

 و غرورم دلیل نادانی است

هر که داند بیش و بیش

ز تالم دلش گردد ریش

کس نداند هیچ به روز دگر

مومن است او و یا کافر

هر که از ایمان خود زند لافی

گشته مشغول بر خیالبافی

یونس نبی لحظه ای نبود زرنگ

خانه اش گشت اندرون نهنگ

شب ناله علی ز هراس بود والله

لا یعلم علم الغیب الا الله

از فضائل در همه عمر هیچ نگفت

فزت اش را ولی به وقت مردن گفت

 

زمستان 1381

  
نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۸
تگ ها :